سلطان محمد مطربي سمرقندي
207
تذكرة الشعراء ( فارسي )
بدان كه صفت تدوير آن است كه ناظم مصراعى گويد ، مشتمل بر چهار ركن در بحر هزج مثمن سالم و آن را بر خط دايرهاى نويسد ، چنانكه از هرركنى كه آغاز خواندن كنند ، مصراعى موزون و مقفّا حاصل شود ، چنانچه از اين دايره معلوم مىشود . مخفى نماند كه صاحب كتاب حدائق السحر ، اين صفت را ، بازى طفلان گفته . « 1 » ملّا الفى را اشعار مطبوع نيز هست و اين مطلع از آن جمله است : مطلع : چرخ خم كرده قد خويش و به داس مه نو * مىكند مزرعهء عمر همه خلق درو [ « 26 » ] [ اوجى بخارايى ] [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] اوجى ، هم پيرهء اين كمينه است . زمانى كه فقير در خدمت مخدومى حسن خواجه نثارى ، عروض مىخواندم بسيار مىآمد و شعر مىگذارنيد ، امّا در آن فرصت عجايب مفلس و پريشاناحوال بود . مدتى بدينگونه به جهت ناسازى فلك كجرفتار گرد بلاد و امصار گرديد و به خدمت اماثل و اماجد رسيده ، از خرمن افضال ايشان خوشه چيده ، صاحب فضل گرديد . آخر الامر بخت بلند و طالع ارجمندش ، مدد نموده گلشن از خار و خارش از پاى برآمده ، به قبّة الاسلام بلخ رفته ، در خيل ملازمان خسرو جم جاه انجم
--> ( 1 ) . حدائق السحر فى دقائق الشعر رشيد الدين وطواط ، ص 86 : تدوير ، پارسى گردانيدن بود و شعرا ، مدور بيتى را گويند كه از هرطرف آغاز كنى بتوان خواندن و اين بازى كودكان بود . ( 26 ) . اوجى بخارايى شاعر تاجيك سدهء دهم و يازدهم هجرى كه در بخارا چشم به جهان گشود و از خواجه نثارى بخارايى دانش آموخت و از روى تنگدستى مجبور به ترك وطن شد و به اطراف و اكناف سفر كرد ، تا عاقبت در بلخ سكونت نمود و به اوج عزّت ارتقاء يافت . ازاينرو تخلص خود را كه پيش از آن « سمنى » بود به « اوجى » تغيير داد : دائره المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 1 / 51 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 153 ؛ تذكرة الشعراى عبد الغنى ، ص 21 .